أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
281
تجارب الأمم ( فارسى )
نيز در اين سال دو فرزند « رائق [ 1 ] » به فرماندهى پليس بغداد گمارده شدند [ 2 ] . سال سيصد و هجدهم آغاز شد * در اين سال سواران به غرولند پرداخته ، به خرابكاريهاى بزرگ تهديد نمودند ، مقتدر سرداران ايشان را خوانده ، به زبان خوش گفتگوها كرده ، نويد داد ، در ماه نو حقوقشان را بپردازد . ايشان آرام شدند و اين بار پيادگان بر آشفتند پس حقوقشان پرداخت شد . در شوال اين سال مقتدر پسرش امير هارون [ 3 ] را خلعت پوشانيده وزير و سپاه را در ركاب او به راه انداخت . ولايت فارس ، كرمان ، سگستان و مكران با وى بود . در ذى قعدهء اين سال مقتدر پسرش امير ابو العباس را خلعت پوشانيده وزير و مونس مظفر و همهء سپاه را در ركاب او سوار كرد ، فرمان ولايت مغرب [ 4 ] با وى بود و مونس به عنوان جانشين كارها را انجام مىداد . نيز در اين سال پسران « رائق » از فرماندهى پليس بغداد برداشته شدند و ابو بكر محمد بن ياقوت به جاى ايشان گمارده شد .
--> [ ( 1 - ) ] عريب در صله : 160 پ 6947 گويد : آن دو ابراهيم و محمد بودند كه با لقب تحقيرآميز خديجه و ام حسين خوانده مىشدند . [ ( 2 - ) ] نگارندهء تكمله مىافزايد : در اين سال هارون بن غريب « شهرزور » را بگشود و خراج بيست سال ياغىگرى را از ايشان خواست . ايشان با پرداخت سى و هفت هزار دينار و دويست هزار درم صلح كردند . [ ( 3 - ) ] M : نامش در خ 5 : 110 و 263 نيز آمده است . [ ( 4 - ) ] به سال 301 در سن كودكى اين مأموريت به وى واگذار شد ( خ 5 : 98 و 99 ) و به سال 322 ه با لقب راضى به خلافت نشست ( خ 5 : 453 ) .